شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

624

نفثة المصدور ( فارسى )

چون از پى 83 چون به خود باز 319 چون چنگ 533 چون درآمد 590 چون زر جوزايى 223 چون سرّ 584 چون مدّت 342 چه روى راه 335 حجاب چهرهء 308 حلالست ازو 587 حور با تو 466 حيدرى نيست 466 خار بن عمر 201 خاقانيا بسوك 323 خاك لعنت 506 - 377 خانه‌اى كاندرو 190 - 35 خداى كار 309 - 91 خرد خريطه‌كش 421 خرگوش‌وار 196 خسروان را 20 خوش‌آمد 249 خيز تا زاب 260 دجله را امسال 519 در ايران نيست 248 در اين بازار 419 در ته چه چو 200 در خم زلف 241 در دم اژدها 200 درست گشت 455 در سه روزه 319 در غرورش توانگر 273 در كوزه‌هاى شير 260 در كوى تو كشته 186 درون كام 295 درياب كه آتش 135 - 6 دريغا مير 216 دست جود 520 دستها را بخار 200 دشمن خنديد 327 دشمنش انديشه 321 دعوى بسر 201 دل بر جهان 223 - 50 دل بگسل 223 دنيى ارچه 250 دوست آن باشد 133 دوست گو يار 194 دوست مشمار 133 دوم پرده بر 587